اگر زمان به عقب برگردد :

از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم

اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند

پفک و چیپس نمی خورم

و دوباره عاشق تو می شوم

در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم

زنگ ورزش را جدی می گیرم

بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم

و دوباره عاشق تو می شوم

بیشتر پیاده روی می کنم

یوگا تمرین می کنم

از حافظ و سعدی و مولانا بیشتر می خوانم

و دوباره عاشق تو می شوم

گران و مرغوب اما اندک می کنم

از کافه رفتن کم می کنم و می گذارم روی دفعات مراجعه به شهر کتاب

سینمای کلاسیک جهان را دنبال می کنم

و دوباره عاشق تو می شوم

حساب پس انداز باز می کنم

به جای بحث با مردم به آنها لبخند میزنم و مهم نیست حق با چه کسی باشد

و دوباره عاشق تو می شوم

و دوباره عاشق تو می شوم

و دوباره عاشق تو می شوم


میدانی ‎هوس گوجه سبز چاره اش صبر کردن تا رسیدن تابستان امسال بود. هوس برف بازی در یک روز سرد زمستانی درمانش صبر کردن برای زمستان سال پیش بود. هوس قدم زدن در زیر یک باران بهاری با همان هدفون معروف، راه چاره اش صبر کردن تا فروردین امسال بود. هوس یک دل سیر عکاسی کردن در روز بارانی کنار دریا

خوب‎ که فکر کردم همه هوس های روی زمین چاره داشتند، همه هوس ها به جز هوس تو! ‎و آخرین حیرت زمانی بود که نمیدانستم برای هوس تو را داشتن تا کدام فصل، تا کدام سال، تا کدام ماه، تا کدام روز باید صبر کنم! ‎هوس تو را داشتن برایم همان ماموریت غیر ممکن بود! ‎همین


واقعا دوستت دارم! 

گرچه شاید گاهی چنین به نظر نرسد، گاه شاید به نظر رسد که عاشق تو نیستم -

گاه شاید به نظر رسد که حتی دوستت هم ندارم، ولی درست در همین زمان‌هاست که باید بیش از همیشه مرا درک کنی

چون در همین زمان‌هاست که بیش از همیشه عاشق تو هستم ولی احساساتم جریحه‌دار شده است با این‌که نمیخواهم، می‌بینم که نسبت به تو سرد و بی‌تفاوتم

.

اغلب کارهای تو که احساسات مرا جریحه‌دار کرده است بسیار کوچک است، ولی آنگاه که کسی را دوست داری، آن‌سان که من تو را دوست دارم، هر کاهی، کوهی میشود! 

و بیش از هر چیزی این به ذهنم میرسد که دوستم نداری خواهش میکنم با من صبور باش! 

من‌ می‌کوشم که این‌چنین حساس نباشم

.

ولی عزیزترینِ من با این‌همه فکر می‌کنم که باید کاملا اطمینان داشته باشی که همیشه، 

از همه‌ی راه‌های ممکن، 

عاشق تو هستم.


اگه نبودی

دنیام سیاه و سفید بود

نمیدونم شایدم فقط سیاه بود 

نه آبی آسمون معنی داشت 

نه سرسبزی سپیدار و

نه سپیدی برف 

حتی پااااییز هم  دیگه  هزار رنگ  نبود

اگه نبودی بوی عطر کوچه پس کوچه های بچگی رو لا به لای روز مرگی ها گم میکردم

اصلا اگه تو نبودی خاطرها رو به خاطرم می سپردم که چی بشه ؟!

رفیق .‌اگه نبودی کی پا به پای  دیونگی هام می دوید؟؟!!!

من تموم راه رو کنار تو خندیدم

کنار  تو گریه کردم 

شکست خورم 

موفق شدم 

زمین خوردم ،بلند شدم 

عاشق شدم. رفیق .

من کنار تو قد کشیدم ؛بزرگ شدم 

هنوزم که هنوزه  دلم که میگیره سرم رومیگذارم روی شونه هات و 

تکیه میکنم به بودنت 

هنوز  خنده هات  آرومم میکنه  و بغضت ته دلم رو میلرزونه 

رفیق ‌‌‌‌.‌‌‌‌.

چرخ و فلکِ دنیا هر چقدر هم که بچرخه و هر قدر هم که دستامو ازت دور کنه بازم جات وسط قلبمه❤️


کاش میتونستم بلند بلند داد بزنم و

 بهت بگم که چه جوری دوریت داره دیوونم میکنه.

کاش میفهمیدی وقتی میبینمت اشک چشام طاقت نمی یارن

کاش میفهمیدی جای خالی تو برام یه کابوسه

کاش میفهمیدی بیقرار کسی بودن یعنی چی؟

ای کاش حداقل میدونستی عشق یعنی چی؟

و ای کاش تو میدونستی بی اعتنایی به من

چه جوری همه ی وجودمو می سوزونه

ولی تو اینقدر بی رحم شدی که حتی

نمیذاری بهت بگم دلم برات تنگ شده

حتی نمیذاری بهت نگاه کنم و گریه کنم.

.مگه تو نمیدونی من چقدر دوست دارم؟؟؟

ای کاش میدونستی درد کشیدن

و تو خود شکستن به خاطر دوری تو

چقدر برام غیر قابل تحمل شده

آره تو باید خیلی چیزا رو بفهمی .

باید خیلی چیزا رو درک کنی

.بدون که چشای تو برام آخر دنیا بود.

چشمای تو همون چشایی بود

که وقتی یه لحظه دیدمش اشک امانم رو برید

.آره وجود تو همون وجودی بود که

من همه زندگی رو توش دیدم

آره اینجا یکی بود که برات میمرد

اما تو باورت نشد.


- مطمئنی میخوای تَرکش کنی ؟ به روزایِ بعد تو فِکر کردی ؟ که چه بلایی سرش میاد ؟ + آره، یه مدّت شباشُ با گریه میگذرونه و خاطرات رو مُرور میکنه بعد یادش میره ، تا وابَسته تر نَشدیم جُدایی بهتره - منم یازده سال پیش هَمین حرفارو بهش زدم ، گفتم تا وابسته تر نشدیم بهتره جُداشیم ، رابطه مون تَه نداره . بهم گُفت نرو ، بِری میمیریم گفتم اینا که شُعاره ، یه مدّت بیتابی میکُنی خوب میشی دوباره دیگه نَدیدمش تا چند ماه پیش تو آزمایشگاه
روزهای تیره و تار زیادی گذشته است، با خودم کلنجار زیاد رفتم، تا برایت امیدوارانه تر بنویسم. بنویسم که حتی اگر زمین بلرزد، زمان بهم بریزد، مرگ و میر زیاد شود، سیل شهر را با خود ببرد، مدت قرنطینه هایمان طولانی تر شود، من باز هم امید دارم. اميد به ديدارت. برای دوباره دیدنت صبر میکنم، برای در آغوش گرفتنت، تمامِ دنيا را زير پا ميگذارم، و برای بوسیدنت، هر طور شده،زنده خواهم ماند. عزیزِ دورِ من؛ صبور باش و مراقبِ جهانِ کوچکِ من .

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

مشاوره خرید و فروش فلزیاب نکس وان پیکس پورتال و سایت تفریحی خبری ایرانیان دانلود فایل های کمیاب پرتو علم خود درگیرِ ذهنی taakbook گلاب